تعاريف

احداث (Construction) : بنا كردن ساختمان بر زمين خالي.

 اينرسي حرارتي (Thermal inertia) : قابليت كلي پوستة خارجي و جدارهاي داخلي در ذخير ة انرژي ، باز پس دادن آن و تأثيرگذاري بر نوسان هاي دما و بار گرمايي و سرمايي فضاهاي كنترل شده ساختمان . اينرسي حرارتي ساختمان با استفاده از جرم سطحي مفيد ساختمان گروه بندي مي شود که در مقالات آتی به آن اشاره خواهیم کرد.( رجوع شود به پیوست 1)

بازسازي (Renovation) : دوباره سازي بخش هاي عمده اي از ساختمان كه در اثر سانحه يا فرسودگي آسيب ديده است.

بازشو (Opening) : همة سطوح قابل باز شدن در پوست ة ساختمان ، كه براي دسترسي، تأمين روشنايي، ديد به خارج، خروج گاز حاصل از سوخت، تهويه و تعويض هوا ايجاد مي گردند؛ مانند درها ، پنجره ه ا و نورگيرها.

بام تخت (Flat roof) : پوشش نهايي ساختمان كه شيبي كمتر از 10 درجه يا مساوي آن، نسبت به افق دارد.

بام شيب دار(Pitched roof) : پوشش نهايي ساختمان كه شيبي بيشتر از 10 درجه و كمتر از 60 درجه نسبت به سطح افقي دارد. بر روي سقف شيب دار، فضاي خارج و در زير آن ، فضاي كنترل شده يا كنترل نشده قرار دارد . اگر شيب جدار بيش از 60 درجه باشد، از ديد اين مبحث ديوار تلقي م يشود.

برچسب انرژي (Energy label) : برچسب تعيين شده توسط مقامات ذيصلاح ، به منظور نصب بر روي توليدات صنعتي مورد استفاده در ساختمان، براي مشخص كردن حد كيفيت محصولات از نظر مصرف انرژي.

پايانة حرارتي(Thermal terminal) : بخشي از يك سيستم مركزي سرمايي يا گرمايي كه در آخر مدار قرار دارد و انرژي منتقل شده توسط مدار توزيع را به فضا يا فضاهاي كنترل شده انتقال مي دهد (مانند رادياتور).

پل حرارتي (Thermal bridge) : نقاطي از ساختمان كه، به علت ناپيوستگي عايق حرارت ي پوست ة خارجي ، مقاومت حرارتي در آنها كاهش مي يابد و باعث افزايش موضعي ميزان انتقال حرارت م يگردد.

پوستة خارجي (Building envelope) : تمام سطوح پيراموني ساختمان، اعم از ديوارها، سقف ها، كف ها، بازشوها، سطوح نورگذر و مانند آنه ا، كه از يك طرف با فضاي خارج يا فضاي كنترل نشده، و از طرف ديگر با فضاي كنترل شده داخل ساختمان در ارتباط هستند. پوستة خارجي در تمام موارد الزاماً با پوسته كالبدي ساختمان يكي نيست، زيرا پوسته كالبدي ممكن است دربرگيرند ة فضاهاي كنترل نشده نيز باشد . پوستة خارجي ساختمان همچنين شامل عناصري است كه، در وجه خارجي خود، مجاور خاك و زمين هستند.

پوستة كالبدي (Physical envelope) : تمام سطوح پيراموني ساختمان، اعم از ديوار، سقف ، كف، بازشو و مانند آنه ا، كه از يك طرف با فضاي خارج و از طرف ديگر با فضاي كنترل شده يا فضاي كنترل نشده در ارتباط هستند.

تعويض هوا ((Air exchange (air change) : تأمين شرايط بهداشتي هواي داخل فضاي كنترل شده، با عوض كردن ميزان مشخصي از آن هوا با هواي تازه، در يك دورة زماني.

تغيير كاربري (Change of occupancy) : تغيير نوع بهره برداري از ساختمان موجود.

توسعه (Development) : گسترش ساختمان موجود در سطح، يا افزودن به طبقات آن.

تهويه (Ventilation) : روند دميدن يا مكيدن هوا ، از طريق طبيعي يا مكانيكي ، به هر فضايي يا از هر فضايي، براي تأمين شرايط بهداشت و آسايش (از قبيل كنترل دما و ميزان رطوبت هوا، جلوگيري از بروز ميعان، جلوگيري از رشد ميكروارگانيسم ها و مانند آنها). چنين هوايي ممكن است مطبوع شده باشد.

تهوية مطبوع (Air conditioning) : نوعي از تهويه همراه با تنظيم عواملي همچون دما و رطوبت، همراه با حذف آلاينده هاي مختلف (مانند بو، گرد و غبار، ميكروارگانيسم ها) براي تأمين شرايط تعيين شده.

جدار نورگذر (شفاف يا نيمه شفاف)(Translucent or Transparent layer) : جداري كه ضريب عبور نور مر ئي آن بزرگ تر از 0,05 است. جدار نورگذر بر دو نوع شفاف و مات است و شامل پنجره ها، نماها و درهاي خارجي نورگذر، نورگيرها و مشابه آنهاست.

جرم سطحي (Surface mass) : جرم متوسط يك متر مربع از سطح پوستة داخلي يا خارجي ساختمان.

جرم سطحي مؤثر جدار (Effective surface mass of partitions)- (mi) : جرم سطحي بخش رو به داخل جدار تشكيل دهند ة پوستة خارجي يا جدارهاي داخلي ساختمان، كه در محاسب ة جرم مؤثر و اينرسي حرارتي ساختمان در نظر گرفته مي شود که در مقالات آتی به آن اشاره خواهیم کرد.( رجوع شود به پیوست 1)

جرم مؤثر جدار : (Effective mass of partitions) : حاصل ضرب جرم سطحي مؤثر در سطح جدار.

جرم مؤثر ساختمان (Building effective mass )(M) : مجموع جرم مؤثر جدارهاي تشكيل دهنده پوستة خارجي يا جدارهاي داخلي ساختمان كه در محاسبة اينرسي حرارتي ساختمان درنظر گرفته مي شود که در مقالات آتی به ان اشاره خواهیم کرد.

جرم مؤثر ساختمان در واحد سطح زيربنا (Building effective surface mass) (m) : نسبت جرم مؤثر ساختمان به سطح زيربناي مفيد.

ديوار (Wall) : بخشي از پوستة خارجي يا داخلي غيرنورگذر ساختمان كه عمودي است، يا با زاوية بيش از 60 درجه نسبت به سطح افقي قرار گرفته است.

روز- درجة سرمايش (Cooling degree day) : واحدي براساس دما و زمان، كه براي برآورد مصرف انرژي و تعيين بار سرمايش ي يك ساختمان در اوقات گرم سال به كار مي رود. روز درجه سرمايش برابر است با مجموع اختلاف دماي متوسط روزانه نسبت به 21 درجة سلسيوس، در اوقاتي از سال كه دماي متوسط روزانه از 21 درجه سلسيوس بالاتر است.

روز- درجة گرمايش (Heating degree day) : واحدي براساس دما و زمان، كه براي برآورد مصرف انرژي و تعيين بار گرمايشي يك ساختمان در اوقات سرد سال به كار مي رود. روز درجه گرمايش برابر است با مجموع اختلاف دماي متوسط روزانه نسبت به 18 درج ة سلسيوس ، در اوقاتي از سال كه دماي متوسط روزانه از 18 درجه سلسيوس پايين تر است.

زيربناي مفيد(Building usable area) (Ah) : مجموع سطح زيربناي فضاهاي كنترل شده در يك ساختمان.

ساختمان مستقل كم ارتفاع (Individual (detached or semi-detached) dwelling) : ساختماني حداكثر دو طبقه كه از چهار طرف با ساختمان ه اي مجاور فاصله دارد ، يا داراي فصل مشتركي با مساحت كم تر از 15 متر مربع با آنهاست . در اين مبحث، هر جا به اختصار عبارت است. « ساختمان مستقل » ذكر شود، منظور «ساختمان مستقل  کم ارتفاع» است.

ساختمان غيرمستقل (Attached Building) : نگنجد ، « ساختمان مستقل كم ارتفاع » در اين مبحث، هر ساختماني كه در قالب تعري ف ساختمان غيرمستقل شناخته مي شود.

سيستم قطع و كنترل اتوماتيك (Automatic control (& cut out) system) : سيستمي كه ، با روشن و خاموش كردن تأسيسات گرمايي يا سرمايي، دماي رفت سيال يا
دماي فضاها را، در محدودة تعيين شده، به صورت خودكار تنظيم مي كند.

شاخص خورشيدي ((Solar index (Is) : ضريبي كه، براساس آن، مقدار بهره گيري ساختمان از انرژي تابشي خورشيد تعيين مي شود.

شيشة كم گسيل (Low-E (Emissivity) glass) : شيشه اي كه ، به علت وجود پوشش هاي پايه فلزي ميكروسكوپي خاص بر روي يك يا د و سطح آن ، تابش فروسرخ سطح گرم شيشه به سطوح سرد پيرامون ، و در نتيجه ضريب انتقال حرارت آن، نسبت به شيشه هاي شفاف ، كاهش يافته است . شيشه هاي شفاف به طور معمول
گسيلندگي (ضريب گسيل ) حدود 0.85 دارند، اما گسيلندگي شيشه كم گسيل، در سطحي كه پوشش كم گسيل بر آن نشانده شده است، مي تواند تا ميزان 0.05 كاهش يابد.

ضريب انتقال حرارت طرح ((Building heat loss (transfer) coefficient (H) : ضريب انتقال حرارت طرح ساختمان ، يا بخشي از آن ، برابر است با مجموع انتقال حرارت از
جدارهاي فضاهاي كنترل شده، در صورتي كه اختلاف دماي داخل و خ ارج برابر يك درجه كلوين است . در روش كاركردي، اين [W/K] باشد. واحد مورد استفاده براي ضريب انتقال حرارت ضريب با ضريب انتقال حرارت مرجع مقايسه م يگردد.

ضريب انتقال حرارت خطي (Linear thermal transmittance) (Ψ) : ضريب انتقال حرارت خطي بخشي يك بعدي از پوستة خارجي ساختمان برابر است با توان حرارتي منتقل شده از يك متر طول آن عنصر، در صورتي كه اختلاف دماي داخل و خارج برابر است. [W/m.K] يك درجه كلوين باشد. واحد مورد استفاده براي ضريب انتقال حرارت خطي.

ضريب انتقال حرارت سطحي ((Thermal transmittance (U) : ضريب انتقال حر ارت سطحي بخشي از پوستة خارجي ساختمان برابر است با توان حرارتي منتقل شده از سطحي از آن با مساحت يك مترمربع، در صورتي كه اختلاف دماي داخل و خارج برابر يك درجه كلوين باشد. واحد مورد استفاده براي ضريب انتقال حرارت  [W/m^2.K] است.
ضريب انتقال حرارت سطحي مرجع ((Required thermal transmittance (Û) : ضريب انتقال حرارت سطحي مرجع، ضريب انتقال حرارت سطحي انواع مختلف جدارهاي
تشكيل دهنده پوستة خارجي ساختمان (مانند ديوار، سقف، كف، جدار نورگذر، در ) است، كه در اين مبحث براي محاسبه ضريب انتقال حرارت مرجع به كار مي رود. واحد ضريب انتقال حرارت سطح مرجع [W/m2.K] است.

ضريب انتقال حرارت مرجع (Required heat loss (transfer) coefficien ) : ضريب انتقال حرارت مرجع، حداكثر ضريب انتقال حرارت مجاز ساختمان يا بخشي از آن است، و با استفاده از روابط ارائه شده در اين مبحث محاسبه مي گردد . واحد مورد استفاده ضريب انتقال حرارت براي [W/K] است.

ضريب تبادل حرارت در سطح جدار ((Surface heat transfer coefficient (h) : نسبت شدت جريان حرارت سطحي به اختلاف دما ي سطح جدار و هواي محيط مجاور ، در
حالت پايدار.( رجوع شود به پیوست 8)

ضريب تصحيح انتقال حرارت مرجع ((Required heat transfer correction factor (γ) : ضريبي كه ، در صورت طراحي مناسب و بهره گيري بهينه از انرژي خورشيدي در مناطق سردسير، براي تصحيح مقادير انتقال حرارت مرجع محاسبه م يگردد.

ضريب كاهش انتقال حرارت ((Thermal transmittance reduction factor (τ) : از آنجا كه اختلاف دماي فضاي داخل و فضا يي كنترل نشده كمتر از اختلاف دماي ميان فضاهاي داخل و خارج است، در محاسبه انتقال حرارت از سطوح مجاور فضاهاي كنترل نشده، ضريبي به عنوان ضريب كاهش انتقال حرارت در نظر گرفته میشود.( رجوع شود به 19-3-1-3-5)

ضريب عبور (گذر) خورشيدي سطح نورگذر((Solar transmittance (S) : نسبت انرژي خورشيدي عبور كرده از سطح نورگذر به انرژي خورشيدي تابيده شده به آن.
ضريب هدايت حرارت ((Thermal conductivity (λ) : مقدار حرارتي كه در يك ثانيه از يك م تر مربع عنصري همگن به ضخامت يك متر، در حالت پايدار، مي گذرد، در زماني كه اختلاف دماي دو سطح طرفين عنصر برابر يك درجه كلوين است. واحد واحد ضريب هدايت حرارت [W/m.K] است.

عايق (عايق حرارت) (Thermal insulation (Insulating material) : مصالح يا سيستم مركبي كه انتقال گرما را از محيطي به محيطي ديگر ب ه طور مؤثر كاهش دهد. در مواردي ، عايق حرارت مي تواند، علاوه بر كاهش انتقال حرارت، كاربردهاي ديگري نيز معادل عايق حرارت به كار « عايق » مانند باربري، صدابندي داشته باشد . در اين مبحث، كلمه مي رود. تحت شرايط ويژه ، هوا نيز مي تواند عايق حرارت محسوب شود. عايق حرارت قابل استفاده در ساختمان به عايقي اطلاق مي شود كه داراي ضريب هدايت حرارت كمتر يا مساوي  W/m.K 0.065  باشد و مقاومت حرارتي مساوي يا بيشتر از  0.5  m^2.K/W باشد.

عايق كاري حرارتي (گرمابندي) (Thermal insulation) : استفاده از عايق هاي حرارتي براي محدود كردن ميزا ن انتقال حرارت در اجزاي ساختمان ي. سيستم عايق كاري حرارتي بايد دو شرط زير را دارا باشد:
– مقاومت حرارتي كل پوستة خارجي به همراه عايق حرارت ي از حد مشخ ص شده اي بيشتر باشد؛
– ضريب هدايت حرارتي عايق مصرفي از حد مشخ صشده اي بيشتر نباشد.
در برخي موارد ، با انتخاب مناسب مصالح مورد نياز در پوستة خارجي ، مي توان مقاومت حرارتي يادشده در مقررات را بدون استفاده از عايق حرارتي تأمين كرد. در صورت عايق كاري حرارتي مناسب عناصر ساختمان، تأمين و حفظ آسايش حرارتي در فضاهاي كنترل شده به آساني و با صرفه جويي در مصرف انرژي امكان پذير مي گردد. عايق كاري حرارتي ب ه وسيلة يك ماده يا مصالح خاص يا با سيستمي با چندين كارآيي صورت مي گيرد. براي مثال، يك ديوار باربر مي تواند در عين حال نقش عايق حرارتي را نيز داشته باشد . ولي در بيشتر موارد، لازم است لايه اي ويژه، صرفاً به عنوان عايق حرارت، به جدار اضافه شود.

عايق كاري حرارتي از داخل (Internal thermal insulation) : عايق كاري حرارتي اجزاي ساختماني ، كه با افزودن يك لايه عايق حرارت در سمت داخل صورت مي گيرد.

عايق كاري حرارتي از خارج (External thermal insulation) : عايق كاري حرارتي اجزاي ساختماني ، كه با افزودن يك لايه عايق حرارت در سمت خارج صورت مي گيرد.

عايق كاري حرارتي پيراموني (Peripheral thermal insulation) : عايق كاري حرارتي با عرضي محدود در كف روي خاك ، در مجاورت و امتداد ديوارهاي پوستة خارجي ساختمان.
عايق كاري حرارتي همگن (Distributed thermal insulation) : نوعي عايق كاري حرارتي ك ه در آن مصالح ساختماني مصرف شده ، اعم از سازه اي و غيرسازه اي، در بخش اعظم ضخامت پوستة خارجي (ديوار، سقف، كف )، مقاومت حرارتي زيادي داشته باشد.

عناصر ساختماني (Building elements) : بخش هايي از ساختمان كه براي تأمين نيازهاي سازه اي يا غير سازه اي طراحي و ساخته شده است و در پيوند با يكديگر، يكپارچگي ساختمان را تأمين مي كند (مانند بام، سقف، ديوار و بازشو).

عوامل ويژه(Specific factors) : عواملي كه وضعيت ساختمان را، از نظر ميزان صرفه جويي در مصرف انرژي، تعيين مي كنند. اين عوامل شامل دو نوع اصلي و فرعي است. (رجوع شود به 19-2-2 و 19-2-3 )

فضاي زيستي(Living space) : فضاي مورد استفاده روزمرة افراد، اعم از فضاي مسكوني، فضاي كار و مانند آن ها.

فضاي كنتر ل شده (Conditioned space) : بخش هايي از فضاي داخل ساختمان، از فضاي زيستي و غير آن، كه به علت عملكرد خاص، به طور مداوم تا دمايي برابر، بالاتر يا پايين تر از دماي زيست گاه گرم يا سرد مي شوند.

فضاي كنتر ل نشده (Unconditioned space) : بخش هايي از فضاي ساختمان كه تعريف فضاي كنترل شده در بر گيرنده آنها نيست (همانند درز انقطاع هوابندشده بين دو ساختمان، راه پله ها، دالان ها و پاركينگ هايي كه فاقد پايانه هاي گرمايشي و سرمايشي اند).

كاربري ساختمان (Building occupancy) : نوع كاربرد ساختمان طبق گروه بندي ارائه شده از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي (ر.ك.به پيوست 4). شايان ذكر است كه در برخي مباحث مقررات ملي ساختمان ، به جاي واژه « كاربري » عبارت « نحوة تصرف »  به كار رفته است.

كف (Floor) : عنصر ساختماني افقي كه در بالا با فضا يي ك نترل شده، و در پايين با خاك ، فضاي كنترل نشده يا فضاي خارجي در تماس است. كف بخشي از پوستة خارجي ساختمان محسوب مي شود.

گرمايش پايه (Background heating) : گرمايش اصلي ساختمان كه با دماي خارج تنظيم مي گردد.

گرمايش تكميلي (Complementary heating) : گرمايش فرعي ساخ تمان كه براي جواب گويي به نيازهاي گرمايي كوتاه مدت، در مواقعي كه گرمايش پايه به تنهايي كافي نيست، پيش بيني مي گردد.

گرمايش مركب (Composite heating) : گرمايش تشكيل شده از دو مؤلفه پايه و تكميلي.

لامپ كم مصرف (پربازده) (Low consumption (high efficiency) lamp) : لامپ با بازده بيش از 55 لومن بر وات.

محدوده آسايش حرارتي (Thermal comfort zone) : شرايط حرارتي و رطوبتي كه حدود 80 % ساكنان يا استفاده كنندگان در آن احساس آسايش دارند.

محدوده دماي متعارف (Normal tempereture interval) : محدوده دمايي كه در فضاهاي داراي عملكرد خاص بايد حفظ گردد.

مراجع ذيصلاح (Competent authorities) :مراجعي كه صلاحيت آنها در زمينه هاي تعيين شده در اين مبحث مورد تأييد رسمي است ، مانند مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، مؤسسة استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران.

مقاومت حرارتي (Thermal resistance) : نسبت ضخامت لايه به ضريب هدايت حرارتي آن . مقاومت حرارتي جدار متشكل از چند لايه مساوي با مجموع مقاومت هاي هر يك از لايه هاست. مقاومت حرارتي مشخص كننده قابليت عايق بودن يك يا چند لايه از پوسته يا كل پوسته از نظر حرارتي است.  مقاومت حرارتي با R نمايانده مي شود و واحد آن [m^2.K/W] است.

نشت هوا (Air leakage) : ورود يا خروج هوا در ساختمان ، از منافذ و مجراهايي غير از محل هايي كه براي تعويض هوا پيش بيني شده است.

واحد مسكوني (Residential unit) : يك واحد خانه ، متشكل از يك اتاق يا بيشتر ، كه امكانات كامل و مستقل (خواب، خوراك، پخت و پز و بهداشت) براي زندگي يك نفر يا بيشتر در آن فراهم باشد.

هوابندي (Air tightening) : جلوگيري از ورود و خروج هوا، از طريق پوسته يا درزهاي عناصر تشكيل دهندة آن.